بهارات رنجي. صرر الاوزي بنكهة حايلية

أنا بدونك من أنا

بهارات رنجي

اين بيت را در سرآغاز فرهنگ عظيم خود آورده است: من اين نامه فرخ گرفتم به فال همي رنج بردم به بسيار سال براي حل وكشف لغات شاهنامه درقديم در مشرق زمين كار اساسي نشده است. . اكيد بينقهر وعادي يجتل سارة مريوم:يستااهل هو وهي. تمام صیغه های این مصدر در قدیم مورد استعمال داشته از آنجمله است : گر دستۀ گل نیاید از مـــــــــا هم هیمۀ دیــــــــــگ رابشاییــم ای دل تو بدین مفلسی ورسوایی انصاف بده که عشق را چون شایـی عشق آتش تیزاست تراای ساقی خاک برسر چه باد می پیمـا یـــــی چون ایزد شاید ملک هفت سموات برهفت زمین برملک وشاه توشایـی تا خرقه بخون دل ساغر بنشویید رندان خرابات مغان را بنشاییــــــــد دیگر ازقبیل کلمات مانند:برخ ، تگ ، تندر وغیره است. . .

التالى

تاریخ ادبیات فارسی

بهارات رنجي

از این که دانش آموزم بعد از سال ها به دنبال من آمده بود و با پرس و جوی زیاد ، مرا پیدا کرده بود و مهم تر از همه، از موففقیت تحصیلی یحیـی احساس نشاط و غرور می کردم. ان شالله توصلون بالسلامة الكل:الله يسلمك خليفة:مايد ماوصيك فولد العم هالله هالله فيه مايد:افا علييك لاتوصي ها الغالي بحطه فعيوني. محمود : ايوا ايوا عرفتك يابني ازايك سلطان : بخير ربي يسلمك اقول محمود محمود: أووول يابني ايه في خاطرك سلطان : خخ حلوة هاي ايه فخاطرك. گاهی هم داعیه های باطل تفضل و برتری ، سبقت جویی وتسلط طلبی ، بهره کشی وثروت اندوزی موجب گشته است که ملتی ، آهنگ ترکتازی بر دیگران کند و دست تعدی بر سایران دراز نماید و سر زمینهای دورو پیش را دستخوش هوا وآرمان وپامال سم ستوران خود گرداند. این بود دلایل مخالفان و موافقان در بارۀ قصیده ابوالعباس مروزي. وتوها بتستوعب جان تقول اليدة:منو اسمه عيدي نواري:مطر سيف حميد الـ. .

التالى

...

بهارات رنجي

نظام الدین احمدارزنجانی گویندۀ فتحنامه و ملک الشعراامیر بهاء الدین و احمد بن محمود قاتعی طوسی سرایندۀ مثنوی سلجوقنامه و ملک الادبا امیر بدرالدین یحیی به دربار علاوالدین کیقباد ارتباط داشته اند. رازيانه از نظر طب قديم ايران گرم و خشک است. بالاخره به سیستان آمد و چنان شدکه عباد به جنگ وخراج مشغول گشت و نتوانست به او بپردازد. فالنهاية انا انسانة ولي مشاعر ماظي اخوج يجرح ومب بس يجرحني يجرح عايلة بكبرها مريوم وهي تنزل راسها:الله يسامحه. . .

التالى

صرر الاوزي بنكهة حايلية

بهارات رنجي

. . اما واقعیت این است که نظام موجود در طبیعت را باید پذیرفت. عالي ترين نسخهء بدون تاريخ. . پیمانه: هذا کأسٌ قُمحاً: این یک کاسه گندم است. يلا ماعليه نتريا هالمايد هذا.

التالى

آموزش زبان عربی

بهارات رنجي

خبر غالباً به يكي از سه صورت زير مي آيد : 1. . . . يوم بيستوي للبط عيد هاييج الساعة بتشلوون الدوري سالم:قم قم الله يستر عليك عن حد من الموجودين يدق لمستشفى الميانين عسب يشلونك ذياب:هههههه هيه والله مابينلامون ساعتها. سو منات را نشان دادن کنایه از بلایی برسرکس آوردن. بیضة الیوم خیر من دجاجة الغَد.

التالى

سخن عشق

بهارات رنجي

خداوند دیروز و امروز خدای فردا هم هست. پدر این دانش آموز را به مدرسه دعوت کردم و موضوع را با ایشان در میان گذاشتم و گفتم: « برای اینکه کلاس برای یحیــی خسته کننده نباشد، در کنـار تحصیل در پایـه دوم کتاب های پایـه سـوم را همراه با دانش آموزان سوم بخواند. . شاهنامه حكيم بزرگوار همواره مورد مطالعه و توجه هنديهاي با ذوق بوده و در دماغ آنان تأثير عميق بخشيده است. ذلييت عاري بهالطاري اقولك شي تقوم ترد عنفس السالفة والله بكرهها بسببك سعيد وهو يلعب بالرملة:ترااك ماتحس.

التالى

سخن عشق

بهارات رنجي

. . امیر خسرو بلخی ستایش نامه یی در حق مادر از دست رفته خود دارد که چند بیت آن اینست: ای مادر من کجایی آخـــــــر روی ازچـــه نمی نمایی آخر خندان زدل زمین بــــرون آی برگریۀ زار مــــــــن بخشای هرجا که زپای تو، به خاریست ما را زبهشت یـــادگاریست ذات تو که حرز جان مــن بود پشت من وپشت بان من بود روزی که لب تودرسخـــن بود پند توصلاح کار مــــن بود امروز منم بـــــــــــه مهر پیوند خاموشی توهمی دهـــد پند طوری که یاد کردیم باظهور دین اسلام میزان وجاهت ومنزلت زن افزونی گرفت و حقوق و امتیازات او تثبیت و روشن گردید. انّك لاتَجني مِنَ الشّوكِ العِنَب گندم از گندم برويد، جو ز جو. . .

التالى

تاریخ ادبیات فارسی

بهارات رنجي

روزی اطلاع یافت که عنصری با سایر شعرا در باغی گرد آمده اند. ق مطابق ۹۴۰ ميلادي حدس زده اند گويا درآغاز پادشاهي محمود شصت ساله بود وفات او را در حدود ۴۱۱ هــ مطابق ۱۰۲۰ تخمين كرده اند. . . بهرام گور یا بهرام پنجم که از سال 438 میلادی سلطنت میکرد زندگانی پرتنعمی داشت.

التالى